تبليغاتX
آفتاب از نگاه تو می روید

 

                               

 

  علي جان سلام . چند وقتيه كه پيدات نيست . بي‌معرفت ! بي‌خبر رفتي كجا ؟ خيلي جات خاليه ! عدم حضورت خيلي حس ميشه . هر جا كه ميريم ، وقتي كه نيستي دلم مي‌گيره . حالا كجايي ؟ حالت چطوره ؟ دلم برات خيلي تنگه . براي شيطونيها و شلوغي‌هات ،  براي صحبت‌هات كه هميشه با هم مخالفت داشتيم ، حتا براي سيگار كشيدنت كه سيگار رو با سيگار روشن مي‌كردي ! يادته اولين بار كه همديگه رو ديديم تا گفتي شريعتي ، گفتم بيا همين اول موضعمو بگم ، من از شريعتي خوشم نمياد و تو هم ديگه ادامه ندادي . اما با اين حال دوست خوب من شدي . دوستي كه از روز 13 آذر هر روز دارم بهش فكر مي‌كنم و هميشه منتظرم كه خبر آزادي‌اش رو بشنوم . يادته جشن تولد يكي از دوستان مشترك كه با اون هم از نظر عقيده مخالف هستيم اما دوستاي خوبي شديم رفتيم و چقدر خوش گذشت اون شب ! با بچه ها نشستيم و شعر و ترانه خونديم و چقدر شام خورديم . يادته تو پارك ساعي با هم قدم زديم و سر اومد زمستون رو زمزمه كرديم ؟ راستي اون‌جا سيگار به اندازه‌ي كافي داري ؟ دلم خيلي تنگ شده براي خنده‌هاي هميشگي‌ات . آخرين بار همديگه رو تو مراسم سالگرد مختاري و پوينده ديديم . هم تو بودي و هم امير . امير يه تكه نون آورد و داد بهت و گفت بيا بخور . من گفتم جريان چيه ؟ امير گفت جيره‌ي امروزشه . و من گفتم داري تمرين مي‌كني براي زندان كه اگه اعتصاب غذا كردي آماده باشي ؟(و اي كاش نمي‌گفتم ) . اما تو با همون خنده‌ي هميشگي گفتي آدم بايد ديوونه باشه تو بند 209 اعتصاب غذا كنه آخه ميگن غذاهاش خيلي خوبه . راستي حالا چي ؟ غذاهاش چطوره ؟ حال امير چطوره ؟ اون رو هم براي اولين بار تو همون مراسم ديدم . باورم نميشه كه اون هم اونجا پيش شما باشه . آخه چرا ؟ به چه جرمي ؟ اگه به دين و ايمونشونه ، تو كه از اونها مسلمون‌تري ؟ شايد هم به خاطر همين گرفتنت !! علي جان ! حالا حالت چطوره ؟ چرا ازت خبري نداريم ؟ چرا از هيچ كدوم از بچه‌ها خبري نيست ؟‌چرا كسي آزاد نميشه ؟ چرا بچه‌هاي بي‌گناه هر روز به جرم گناه‌هاي ناكرده بازداشت ميشن ؟ چرا بهترين فرزندان اين سرزمين به جرم‌هاي واهي روانه‌ي زندان ميشن ؟

علي جان ! دلم خيلي گرفته . نمي‌دونم چكار بايد بكنم ! امسال شب يلدا پيش خانواده‌ام بودم . طبق معمول ازم خواستند يه چيزي بخونم . اما تنها چيزي كه به ذهنم اومد تصوير تو بود و ترانه‌ي سر اومد زمستون كه با هم توي پارك خونديم و توي مراسم شاملو و پوينده و مختاري هم با دوستات دور هم مي‌خوندين . . .

سراومد زمستون شکفته بهارون

گل سرخ خورشید بازاومد و شب شد گریزون

کوه ها لاله زارن  لاله هـا بیـدارن

 تو کوه ها دارن گـل گـل گـل آفتاب و می کارن

توی کوهستـون دلـش بیـداره   تفنگ و گل و گندم داره می یاره

توی سینه اش جان جان جان  تـوی سینـه اش جـان جـان جـان

یه جنگل ستاره داره  جان جان  یه جنگل ستاره داره

                  *****

سراومد زمستون شکفته بهارون

گل سرخ خورشید بازاومد و شب شد گریزون

 لبش خنده ی نور دلش شعله شـور

صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور

توی کوهستـون دلـش بیـداره  تفنگ و گل و گندم داره می یاره

توی سینه اش جان جان جان  تـوی سینـه اش جـان جـان جـان

یه جنگل ستاره داره  جان جان یه جنگل ستاره داره

 

 

پ . ن . ۱ :  دانشجويان زنداني را آزاد كنيد .

پ . ن . ۲ :  ليست حواري خورشيد از مردان و زنان دربند  .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 17:45 توسط ققنوس |