چشمهايت
وقتي كه فريادت شيشهي پنجره را ميلرزاند،
چه بيرحمانه
دلم را شكست !. . .
نفيسه
۳۰/۳/۱۳۸۵
تاب جهيدن ندارد
تن به ساحل ميدهد
تا در عظمت بيانتهايش
محو گردد.
۷/۳/۱۳۸۵ دليجان
چه تلفيقي شد از
بيباري و پركاري و شكوه و زايش!
چه خوب!
شاعر هم شدم!
پس؛
تمام خورشيدهاي جهان را مينويسم!
۷/۳/۱۳۸۵ دليجان
روزهاي دوريات را
به انتظار ديدنت
سپري ميكنم
اما
در كنار تو
بي تو بودن را
چگونه ميتوان گذراند؟
19/3/1385 تهران
آه از اين باد بلاخيز كه زد در چمنم!
خيلي جالب است
مانند هميشه
باز هم خبري نيست در رسانههاي جمهوري اسلامي
در رسانههاي بيطرف و آزاد و مستقل و واقع گوي جمهوري اسلامي
مثل مرگ شاملو
مثل مرگ خيلي از انديشمندان و نويسندگان و بزرگان ايران كه موجب سربلندي ايران در جهان بودند. كساني كه هيچ گاه به هيچ كس باج ندادند و به همين دليل نويسندهي ملي و شاعر ملي و از اين مزخرفاتي كه جديداً براي مجيز گويان مي سازند نشدند.
مثل مرگ ديگر آزادمردان عرصهي هنر و ادب
خبر درگذشت م . ا . بهآذين را از هيچ يك از كانال هاي ديداري و شنيداري نظام نشنيدم.
محمود اعتمادزاده ( م . ا . بهآذين ) ، مترجم بزرگ و چيره دست ايراني كه بزرگترين آثار ادبي جهان را با ترجمهي بسيار زيبا به مردم عرضه كرد ، ترجمههايي كه خود از لحاظ ادبي داراي ارزشي بسيار زياد و بالا بود ؛ درگذشت.
ترجمهي دن آرام ، ژان كريستف ، بتهون و ديگر كتابهاي رومن رولان و . . .
اين ضايعه را به تمام اهل فرهنگ تسليت ميگويم.
اگر تند نوشتم در مورد كارهاي فرهنگي!!!! نظام ، معذرت ميخواهم . اما به قول گاليله ، زمين ! تو ميچرخي!
به انتظار شب آواز ميخواند
تا لااقل تصوير ماه را در آغوش بكشد؛
ابر نامرادي اما
با هياهوي باد
سر ميرسد!
۶/۳/۸۵ دليجان
درود بر روان پاک شهیدان میهن
درود بر مردان و زنان آزاده ی میهن که هیچ ظلم و تجاوزی را بر نمی تابند
سالروز آزادسازی خرمشهر خجسته باد
دوم خرداد و گل و جوانی و لبخند و امید و . . .
عبای شکلاتی!
اِی ی ی! یادش به خیر!