سال نو و روز نو بر تمامی ایرانیان عزیز مبارک باد
امید که در سال جدید آرامش و نیکی و صلح در تمام جهان فراگیر شود
سكوت
آواي مشترك ميان من و توست
- طنين نالههاي دردناكت
و اندوه خوشيهاي نايافتهات.
آنگاه كه زبان و قلمات
از تكلم باز ميمانند ،
ديدگانت فرياد سرخواهند داد
سكوت غمبار دلات را.
اي مهربان!
اندوه نگاهت مرا ميكشد
با اين همه
چشمانت را از من مگير.
اراك 4/9/1381
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار. . .
باز كن پنجرهها را
كه نسيم
روز ميلاد اقاقيها را
جشن ميگيرد
فريدون مشيري
شعر
شعر
شعر:
زندهگي را غريو بركشيديم
تا سرودي ساز كنيم
_زيستن؛
و دوباره زيستن
شعر
شعر
شعر:
نواختيم
تپش آغازين حيات و
مرگ را
كه مفهومي ديگرباره يافت
آن گاه كه عشق
جاودانه شد.
شعر
شعر
آي شعر:
اينك ترانهاي بلند خواهيم سرود
خود را و
خويشتن را
كه آفتاب
سكوت عظيم خويش را
آغاز كرده است
_ در اعماق سياهگون دليلجويان بيطاقت
كه سفاهت مطرود خويش را
به پايكوبي برخاستهاند
تا خود خويش را
از بودن
برنتابند.
اراك 23/7/1379
ايمانمان به ناباوري
تجربهي ناكام ديرينيان است و
سقوط همگنان
ورنه خود
ديدهگانمان
به تمامي
صداقت عشق را محك خواهند زد
آنگاه كه در خويش مينگري .
. . .
طلوع خورشيد
به ضيافت نگاه توست
ورنه
آفتابي نخواهد بود
اگر تو بدان ننگري .
آن يك جفت « دريچهي كهربايي » را اگر بگشايي ،
از ذره ذرهي اين خاك
عشق
موج ميزند
هنگامي كه خود را ببيني
كه چگونه
تمام زمين و آسمان
براي زيستنات
شب و روز به كارند .
آنگاه ديگر
لمس عشق را
معنايي تازه ميآفريني .
اراك 23/8/1381

بانوي ايراني
نماد عشق و فداكاري و از خودگذشتگي و رنج
نماد سكوت پر فرياد قرنهاي دراز
روز زن بر همهي زنان پر تلاش و پر افتخار و پاك ايران
مبارك باد

سرود آشنايي
كيستي كه من
اينگونه
به اعتماد
نام خود را
با تو ميگويم
كليد خانهام را
در دستات ميگذارم
نان شاديهايام را
با تو قسمت ميكنم
به كنارت مينشينم و
بر زانوي تو
اين چنين آرام
به خواب ميروم؟
. . .
كيستي كه من
اين گونه به جد
در ديار روياهاي خويش
با تو درنگ ميكنم؟
احمد شاملو(آيدا در آينه )
هرگز نگفتهام كه دوستت ميدارم
كه دوست داشتن را
لياقت آن نيست
كه تو را با آن بخوانند .
چشمانت را بگشاي و
مرا ببين
كه چگونه به ضيافت نگاهت
به پايكوبي برخاستهام
بر سر نيزههاي زهرآگين عشق .
اراك 12/2/1380
دريغا ز ايران كه ويران شود
كنام پلنگان و شيران شود. . . . .
چه كسي مي خواهد
من و تو ما نشويم
خانه اش ويران باد!
من اگر ما نشوم، تنهايم
تو اگر ما نشوي،
خويشتني
...
من اگر برخيزم تو اگر برخيزي
همه برمي خيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي بر خيزد؟ حمید مصدق