تبليغاتX
آفتاب از نگاه تو می روید

درود بر شما

به دليل اين‌كه اين وبلاگ مورد عنايت برادران زحمت‌كش مخابرات قرار گرفته و اين قضيه را با چند سِروِر مختلف آزمايش كردم ،  به خانه‌اي ديگر نقل مكان مي‌كنم . آدرس جديد :

http://sun-rise.blogfa.com

 

با سپاس

 منتظر حضورتان هستم

 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9:24 توسط ققنوس |

 

                               

 

  علي جان سلام . چند وقتيه كه پيدات نيست . بي‌معرفت ! بي‌خبر رفتي كجا ؟ خيلي جات خاليه ! عدم حضورت خيلي حس ميشه . هر جا كه ميريم ، وقتي كه نيستي دلم مي‌گيره . حالا كجايي ؟ حالت چطوره ؟ دلم برات خيلي تنگه . براي شيطونيها و شلوغي‌هات ،  براي صحبت‌هات كه هميشه با هم مخالفت داشتيم ، حتا براي سيگار كشيدنت كه سيگار رو با سيگار روشن مي‌كردي ! يادته اولين بار كه همديگه رو ديديم تا گفتي شريعتي ، گفتم بيا همين اول موضعمو بگم ، من از شريعتي خوشم نمياد و تو هم ديگه ادامه ندادي . اما با اين حال دوست خوب من شدي . دوستي كه از روز 13 آذر هر روز دارم بهش فكر مي‌كنم و هميشه منتظرم كه خبر آزادي‌اش رو بشنوم . يادته جشن تولد يكي از دوستان مشترك كه با اون هم از نظر عقيده مخالف هستيم اما دوستاي خوبي شديم رفتيم و چقدر خوش گذشت اون شب ! با بچه ها نشستيم و شعر و ترانه خونديم و چقدر شام خورديم . يادته تو پارك ساعي با هم قدم زديم و سر اومد زمستون رو زمزمه كرديم ؟ راستي اون‌جا سيگار به اندازه‌ي كافي داري ؟ دلم خيلي تنگ شده براي خنده‌هاي هميشگي‌ات . آخرين بار همديگه رو تو مراسم سالگرد مختاري و پوينده ديديم . هم تو بودي و هم امير . امير يه تكه نون آورد و داد بهت و گفت بيا بخور . من گفتم جريان چيه ؟ امير گفت جيره‌ي امروزشه . و من گفتم داري تمرين مي‌كني براي زندان كه اگه اعتصاب غذا كردي آماده باشي ؟(و اي كاش نمي‌گفتم ) . اما تو با همون خنده‌ي هميشگي گفتي آدم بايد ديوونه باشه تو بند 209 اعتصاب غذا كنه آخه ميگن غذاهاش خيلي خوبه . راستي حالا چي ؟ غذاهاش چطوره ؟ حال امير چطوره ؟ اون رو هم براي اولين بار تو همون مراسم ديدم . باورم نميشه كه اون هم اونجا پيش شما باشه . آخه چرا ؟ به چه جرمي ؟ اگه به دين و ايمونشونه ، تو كه از اونها مسلمون‌تري ؟ شايد هم به خاطر همين گرفتنت !! علي جان ! حالا حالت چطوره ؟ چرا ازت خبري نداريم ؟ چرا از هيچ كدوم از بچه‌ها خبري نيست ؟‌چرا كسي آزاد نميشه ؟ چرا بچه‌هاي بي‌گناه هر روز به جرم گناه‌هاي ناكرده بازداشت ميشن ؟ چرا بهترين فرزندان اين سرزمين به جرم‌هاي واهي روانه‌ي زندان ميشن ؟

علي جان ! دلم خيلي گرفته . نمي‌دونم چكار بايد بكنم ! امسال شب يلدا پيش خانواده‌ام بودم . طبق معمول ازم خواستند يه چيزي بخونم . اما تنها چيزي كه به ذهنم اومد تصوير تو بود و ترانه‌ي سر اومد زمستون كه با هم توي پارك خونديم و توي مراسم شاملو و پوينده و مختاري هم با دوستات دور هم مي‌خوندين . . .

سراومد زمستون شکفته بهارون

گل سرخ خورشید بازاومد و شب شد گریزون

کوه ها لاله زارن  لاله هـا بیـدارن

 تو کوه ها دارن گـل گـل گـل آفتاب و می کارن

توی کوهستـون دلـش بیـداره   تفنگ و گل و گندم داره می یاره

توی سینه اش جان جان جان  تـوی سینـه اش جـان جـان جـان

یه جنگل ستاره داره  جان جان  یه جنگل ستاره داره

                  *****

سراومد زمستون شکفته بهارون

گل سرخ خورشید بازاومد و شب شد گریزون

 لبش خنده ی نور دلش شعله شـور

صداش چشمه و یادش آهوی جنگل دور

توی کوهستـون دلـش بیـداره  تفنگ و گل و گندم داره می یاره

توی سینه اش جان جان جان  تـوی سینـه اش جـان جـان جـان

یه جنگل ستاره داره  جان جان یه جنگل ستاره داره

 

 

پ . ن . ۱ :  دانشجويان زنداني را آزاد كنيد .

پ . ن . ۲ :  ليست حواري خورشيد از مردان و زنان دربند  .

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 17:45 توسط ققنوس |

 

نوروز :وكیل مدافع احسان منصوری، مجید توكلی و احمد قصابان از تبرئه موكلانش از سوی شعبه 1043 دادگاه عمومی تهران خبر داد.

«محمدعلی دادخواه» دقایقی قبل در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا اظهار داشت: شعبه 1043 دادگاه عمومی تهران حكم احسان منصوری، مجید توكلی و احمد قصابان سه دانشجوی بازداشتی در رابطه با انتشار مطالب موهن در برخی نشریات دانشجویی دانشگاه امیركبیر را صادر كرد كه امروز به بنده ابلاغ شد.

وی تصریح كرد: این سه دانشجو از اتهامات توهین به مقدسات دینی و مذهبی، توهین به حرم اهل بیت مطهر (ع)، توهین به مردم شهرستان قم و شهر قم، توهین به مراجع عظام، توهین به عموم جوانان متشرع و زنان محجبه و توهین به مسوولان برائت حاصل كردند.

وی یادآور شد: بر اساس رأی صادره آنان در رابطه با اتهام نشر اكاذیب علیه نیروهای بسیجی و امنیتی در دانشگاه تهران به 4 ماه حبس تعزیری با احتساب و كسر ایام بازداشت‌های قبلی محكوم شدند كه با توجه به این‌كه بیش از 8 ماه است در زندان به سر می‌برند، اكنون آزاد تلقی می‌شوند.

وی خاطرنشان كرد: رأی صادره از سوی شعبه 1043 دادگاه عمومی طی 18 صفحه امروز به اینجانب ابلاغ شد.

گفتنی است این سه دانشجوی زندانی که از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر هستند، به دلیل پروژه‌ای که از سوی جریان‌های مخالف انجمن طراحی شده بود، متهم به توهین به نظام و ارزش‌های اسلامی در نشریات دانشجویی تحت مسؤولیت خود شده بودند و با وجود مدارک مستندی که از جعلی بودن نشریات منتشرشده حکایت داشت، اما چندین ماه را تحت شدیدترین فشارها در سلول‌های انفرادی گذراندند و تلاش زیادی برای اعتراف‌گیری از آنها انجام شد که بی‌ثمر ماند.

به امید آزادی تمامی یاران دربند

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 14:55 توسط ققنوس |

 

 

      

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 14:41 توسط ققنوس |

 

بر ســر در کاروانسرایی

تصویر زنی به گچ کشــیدند

ارباب عمایم این خبـر را

از مخبر صادقی شنیدند

گفتند که واشریعتا ، خلق

روی زن بی نقاب دیدند

آسیمه سر از درون مسجد

تا سر در آن سرا دویدند

ایمان و امان به سرعت برق

می رفت که مومنین رسیدند

این آب آورد ، آن یکی خاک

یک پیچه ز گل بر او بریدند

ناموس به باد رفته ای را

با یک دو سه مشت گل خریدند

چون شرع نبی از این خطر جست

رفتند و به خانه آرمیدند

غفلت شده بود خلق وحشی

چون شیر جهنده می جهیدند

بی پیچه زن گشاده رو را

پاچین عفاف می دریدند

لب های قشنگ خوشگلش را

مانند نبات می مکیدند

بالجمله تمام مردم شهر

در بحر گناه می تپیدند

درهای بهشت بسته می شد

مردم همه می جهنمیدند

می گشت قیامت آشکارا

یکباره به صور می دمیدند

طیر از و کرات و وحش از جحر

انجم ز سپهر می رمیدند

این است که پیش خالق و خلق

طلاب علوم رو سفیدند

با این علما هنوز مردم

از رونق ملک نا امـــیــــــدنـــــد ؟؟

                                                              ایرج میرزا

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 0:40 توسط ققنوس |